سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
« گفتارها سپرده نزد نگهدار است » و « نهفته‏ها آشکار » ، و « هر نفس بدانچه کرده گرفتار » . و مردم ناقص عقل و بیمار ، جز آن را که خداست نگهدار . پرسنده‏شان مردم آزار و پاسخ دهنده‏شان به تکلف در گفتار . آن که رایى بهتر داند ، بود که خشنودى یا خشمى وى را بگرداند ، و آن که از همه استوارتر است از نیم نگاهى بیازارد یا کلمه‏اى وى را دگرگون دارد » . [نهج البلاغه]
دل ها تنها به یاد خدا آرام می گیرد
تو جه توجه
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/6/15:: 2:29 صبح
  • سلام دوست جونای گلم

     

    از این به بعد هر کی به این وبلاگم سر می زنه بدونه من یه وبلاگ دیگه هم دارم که خوشحال می شم به اون یکی هم سر بزنه، هر کی هم سر می زنه لطف می کنه...

     

    www.foryoum.mihanblog.com

     

     البته یه چیز دیگه بگمااااااا.......

    نبینم واسه این وبلاگم می خواید نظر بدید توی قسمت نظرات اون وبلاگ بنویسید یا برعکس، هر وبلاگم نظرش روی جای خودشه. اگه یه وقت ببینم قاطی پاطی نظر نوشتید من خودم اعصابم قاطیه هاااا.... می زنم....(لا اله الا الله)    

     

    ممنونم از دوستایی که با نظراتشون منو همراهی می کنن


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    توصیف زیبای ملاصدرا در رابطه با خدا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/2/2:: 6:39 عصر
  • خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان 

     

     اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

     

    و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

     

    و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

     

    و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

     

    و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...

     

    پدر می‌شود یتیمان را و مادر

     

    برادر می‌شود محتاجان برادری را

     

     همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را

     

     طفل می‌شود عقیمان را

     

    امید می‌شود ناامیدان را

     

     راه می‌شود گمگشتگان را

     

    نور می‌شود در تاریکی ماندگان را

     

     شمشیر می‌شود رزمندگان را

     

     عصا می‌شود پیران را

     

     عشق می‌شود محتاجان به عشق را

     

    ...

     

    خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...

     

     به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

     

    بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا

     

    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

     

    و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک

     

    و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...

     

    و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

     

    چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

     

    بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

     

     در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

     

    و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...

     

    مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟

     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    حرف های زیبای یک کودک با خدا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/23:: 1:41 صبح
  • الو...الو..سلام کسی اونجا نیست؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب منو نمیده؟ یهو یه صدای مهربون به گوش کودک نواخته شد مثل صدای یه فرشته! بله جانم با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم قول داده بود امشب جوابمو بده. بگو عزیزم من می شنوم. کودک متعجب  پرسید مگه تو خدایی؟ من با خود خدا کار دارم...

     هر چی می خوای به من بگو قول میدم به خدا بگم کودک با صدای بغض آلودش آهسته گفت:یعنی خدا منو دوست نداره؟ فرشته ساکت بود بعد از مکسی نه چندان طولانی گفت: نه خدا خیلی دوست داره مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟

    بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و برگونه اش غلطید و با همان بغض گفت: اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه می کنم. بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شکسته شدند. یک صدا در جان و وجود کودک نواخته شد بگو زیبا بگو هرآنچه که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت:خدا جون خدای مهربونم خدای قشنگم خواستم بهت بگم نذار من بزرگ شم تروخدا! چرا؟؟؟این مخالف تقدیره!! چرا دوست نداری بزرگ شی؟ آخه خدا من خیلی ترو دوست دارم قد مامانم 10تا دوست دارم. اگه بزرگ بشم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم! نکنه یادم بره یه روز بهت زنگ زدم. نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم. مگه من با تو دوست نیستم؟ پس چرا کسی حرفموباورنمی کنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخته سخته؟! مگه اینجوری نمیشه باهات حرف زد؟ خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت: آدم محبوب ترین مخلوق من چه زود خاطراطش را به ازای بزگ شدنش فراموش می کند!!! کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من را ازخودم طلب می کردند تا تمام دنیا در دستانشان جا می گرفت کاش همه مثل تو من را برای خودم نه برای خود خواهی هایشان می خواستند دنیا خیلی برای تو کوچک است بیا تا برای همیشه کودک بمانی وهرگز بزرگ نشوی و کودک در کنار گوشی تلفن در حالی که لبخند شیرینی بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفت... 

     

     بی انصافی نکنید.......نظر بدید


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    ای خداااااااااااااااااا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/10:: 4:7 عصر
  •  

     

     ای خدااااااااااااا صدایم را بشنو من از تو می طلبم....


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    کودک و خدا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/9:: 2:19 صبح
  • کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید

    اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به انجا بروم؟

    خداوند پاسخ داد از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام .

    او در انتظار تو است و از تو نگهداری می کند.

    اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه

    کودک گفت: اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی است.

    خداوند لبخند زد: فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد.  

    خداوند او را نوازش کرد و گفت که فرشته ی تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

    کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟

    خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد چگونه دعا کنی.

    کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسان های بد هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظت می کند؟

    خداوند پاسخ داد: فرشته ات از تو محافظت می کند حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

    کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود

    خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره ی من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا

    خواهد آموخت گر چه من همواره در کنار تو خواهم بود.

    در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.

    او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا اگر باید همین الان بروم لطفا نام فرشته ام را بگویید.

    خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد : نام فرشته ات اهمییتی ندارد به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.

     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    حکمت خدا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/9:: 2:18 صبح
  • تنها نجات یافته ی کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید. اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد: « خدایــــــــــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ » صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود. نجات دهندگان می گفتند: "خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم"


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    راهی از دل به خدا
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/3:: 12:43 عصر
  • هر کسی از دل خود با خدا راه دارد . دری از همه دلها به سوی خداست.
    حتی شقی ترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا، در وقتی که‏ اسباب و علل بکلی از او منقطع می‏شود، تکانی می‏خورد و به خدا التجا می‏برد .
    این یک میل فطری و طبیعی است در وجود انسان. پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را می‏گیرد. در سختیها که پرده زایل می‏شود خود به خود این میل تحریک می‏شود و به هیجان در می‏آید .
    شخصی از صادق آل البیت علیهم السلام پرسید : چه دلیلی بر وجود خدا هست‏ ؟
    فرمود : آیا تاکنون کشتی سوار شده‏ای ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : آیا اتفاق‏ افتاده که کشتی طوفانی شود و در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود ؟
    گفت : بلی، یک همچو اتفاقی افتاد .
    فرمود : آیا در آن‏ وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ و پناهی می‏جست و از یک نقطه‏ای‏ خواهش می‏کرد که ترا نجات دهد ؟
    گفت : بلی .
    فرمود : او همان خداست .
    امام صادق علیه‌السلام خداوند را از راه دل خود او به او شناساند " « و فی‏ انفسکم افلا تبصرون »" . این میل و این توجه که در فطرت بشر هست که در مواقع انقطاع اسباب ، متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری‏ می‏شود ، دلیل بر وجود چنین قدرتی است . اگر نبود ، چنین میلی وجود پیدا نمی کرد .
    البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و بین اینکه انسان‏ آن میل را کاملا بشناسد و هدف آن را بداند .
    میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست، وقتی که گرسنه می‏شود و این احتیاج در وجودش پیدا می‏شود این میل تحریک می‏شود و او را هدایت می‏کند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید . همان میل او را هدایت می‏کند .
    این میل خودش خود به خود راهنماست، او را وادار می‏کند که دهانش را باز کند و در جستجو برآید، اگر نیافت گریه کند. خود گریه کردن، استمداد و کمک‏ خواستن از مادر است، همان مادری که هنوز او را نمی شناسد و از وجودش‏ اطلاع ندارد.
    ولی خود طفل هیچ نمی داند که هدف این میل چیست، هدف این‏ گریه چیست، برای چه این میل در وجودش پدید آمده. نمی داند جهاز هاضمه‏ای دارد و آن جهاز ماده غذایی می‏خواهد، بدن بدل ما یتحلل می‏خواهد .
    او نمی داند برای چه می‏خواهد و نمی داند فلسفه گریه اعلام مادر است، همان مادر نشناخته که تدریجا باید او را بشناسد .
    ما نسبت به میلهای عالی انسانیت، میل خداجویی و خداخواهی، میل به‏ دعا و التجا به خدای نادیده، حالت همان طفل نوزاد را داریم نسبت به‏ پستان ندیده و نشناخته، و مادر ندیده و نشناخته.

    همچو میل کودکان با مادران
    سر میل خود نداند در لبان
    همچو میل مفرط هر نو مرید
    سوی آن پیر جوانبخت مجید
    جزء عقل این از آن عقل کل است
    جنبش این سایه زان شاخ گل است
    سایه‏اش فانی شود آخر در او
    بس بداند سر میل و جستجو

    البته اگر پستانی و شیری که مناسب با معده طفل است نبود، غریزه هم‏ او را به آن طرف هدایت نمی کرد. ارتباط و پیوستگی است بین این میل و آن غذای موجود.
    همچنین است سایر میلهای وجود انسان‏ . هیچ میلی به عبث در وجود انسان گذاشته نشده ، همه میلها روی احتیاج و برای رفع احتیاج گذاشته شده .

    انقطاع اضطراری ، انقطاع اختیاری
    انسان در دو حال ممکن است خدا را بخواند : یکی در وقتی که اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطرار گردد ، و یکی در وقتی که روح‏ خودش اوج بگیرد و خود خویشتن را از اسباب و علل منقطع کند. در حال‏ اضطرار و انقطاع اسباب ، انسان خود به خود به طرف خدا می‏رود، احتیاج‏ به دعوت ندارد و البته این کمالی برای نفس انسان نیست .
    چه کمال نفس در این است که خودش خود را منقطع سازد و اوج بگیرد .

    منبع: بیست گفتار
    نویسنده: شهید مطهری


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    خدایا دوستت دارم
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/2:: 10:17 عصر
  •  

     

     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    بخشی از دعای پر فیض کمیل
  • نویسنده : Only God _ Aazam:: 89/1/2:: 9:46 عصر
  • اللهم..... 

    اَقِلْنی عَثْرَتی وَاغْفِرْ زَلَّتی

    لرزشم را نادیده بگیر و گناهم را بیامرز 

    فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ بِعِبادَتِکَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعآئِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْاِجابَةَ

    زیرا که تو خود بندگانت را فرمان دادی و به دعا کردن به درگاهت مامور ساختی و اجابت دعایشان را ضمانت کردی 

    فَاِلَیْکَ یا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهی وَ اِلَیْکَ یا رَبِّ مَدَدْتُ یَدی

    پس به سوی تو ای خدا رو آوردم و به درگاه تو ای پروردگار دست حاجت دراز کردم 

    فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لی دُعآئی وَ بَلِّغْنی مُنایَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئی

    پس به عزت خودت دعایم را مستجاب کن و به آرزویم برسان و امیدم را از فضل خویش نا امید مفرما 

    وَاکْفِنی شَرَّ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ مِنْ آعْدآئی یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ اِلّا الدُّعآءَ

    و شر دشمنانم را از جن و انس کفایت فرما ای خدای زود گذر بیامرز کسی را که جز دعا چیزی ندارد 

    فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِمل تَشآءُ یا مَن اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفاءٌ وَ طاعَتَهُ غِنیً

    زیرا تو هر چه را بخواهی انجام دهی ای کسی که نامش دواست و یادش شفاست و طاعتش توانگری است 

    اِرْحَمْ مَنْ رَأسَ مالِهِ الرَّجاءُ وَ سِلاحُهُ الْبُکاءُ یا سابِغَ النِّعَمِ یا دافِعِ النِّقَم

    ترحم فرما بر کسی که سرمایه اش امید و ساز و برگش گریه و زاری است ای عطا بخش نعمت ها ای برطرف کننده ی گرفتاری ها 

    یا نورُ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُّلْمِ یا عالِمًا لا یُعَلَّمُ صَلِّ عَلی مُحَمَّدً وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    ای روشنی بخش وحشت زدگان در تاریکی ها ای دانای بی معلم درود فرست بر محمد و آل محمد 

    وَ افْعَلْ بی مآ اَنْتَ اَهْلُهُ وَ صَلَّی اللهُ عَلی رَسُولِهِ وَ الْأئِمَّةِ الْمَیامینَ مِنْ الِهِ وَ سَلَّمَ تَسلیمًا کَثیرًا

    و انجام ده درباره ی من آنچه را که تو شایسته ی آنی و درود خدا بر فرستاده ی او آن پیشوایان با

     برکت و سلام فراوان بر همه آن ها باد

     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 137007
    بازدید امروز : 3
    بازدید دیروز : 25
    ........ پیوندهای روزانه........
    سابوته [39]
    [آرشیو(1)]


    ............. بایگانی.............
    فروردین 1389

    ........... درباره خودم ..........
    دل ها تنها به یاد خدا آرام می گیرد
    Only God _ Aazam
    سلام دوستای عزیزم آغاز سال 1389 رو قبل از هر چیز بهتون تبریک بگم، این وبلاگ رو می سازم نه برای اینکه بگم خدا خوب می شناسم یا بنده ی خیلی خوبه اونم اما دلم می خواد با مطالبی که توش قرار می دم واسه ذره ای هم که شده نظر خدا رو به خودم جلب کنم و همینطور اینکه شما خوشتون بیاد....فعلا

    .......... لوگوی خودم ........
    دل ها تنها به یاد خدا آرام می گیرد
    .......لوگوی دوستان ........























    ....... لینک دوستان .......
    جاده خاطره ها
    عاشق آسمونی
    سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
    هو اللطیف
    *پرواز روح*
    هه هه هه.....
    حامیان گفتمان امام و انقلاب
    سروش دل
    اصل 110، اصل ولایت فقیه (ولایت نیوز)
    جمعه های انتظار
    فریازان (تویسرکان)...faryazan
    فطرس
    نور
    (¯´v´¯) حرف دل (¯´v´¯)
    طریق یار
    %% ***-%%-[عشاق((عکس.مطلب.شعرو...)) -%%***%%
    خاکم سوادکوه
    جوان امروزی
    غروب آرزوها
    TOWER SIAH POOSH
    فقط خدا رو عشقه
    جواندل
    بوی سیب
    .: هواداران دو آتیشه ی استقلال :.
    یادداشتها و برداشتها
    گلی از بهشت
    روانشناسی
    سرود عرش
    نوری چایی_بیجار
    نوستالوژی دل ....
    سودابه
    زورخانه باباعلی
    خورجین عشق
    ردپـــــــــــــــــا

    بر و بچه های ارزشی
    سرزمین جالب و دیدنی...!!!
    فقط خدا
    مذهب عشق
    گوناگون و زیبا
    موهیول
    شش گوشه
    امپراتوری هخامنشیان
    خلوت دل
    .:: گاواره ::.
    زازران
    موجودات زنده
    .*عکس*.
    جبهه فرهنگی منتظران شهادت شهرستان شهرضا
    عاشق دلباخته
    ««««« آخرالزمان »»»»»
    Hovel Love
    صدف جان با آمدن دوباره ات زندگی رو بهم بخشیدی
    حرف های قشنگ
    رویاهای یک معلم
    صحن دفتر دلم
    دهکده ی عشق
    معنای زندگی
    فرشته سیاهپوش
    آسمان آبی قلب من
    آره گلم،دلم...حرمت نگه دار که این اشکها خون بهای عمر رفته منه...
    فانوسهای خاموش
    کـیـمـیـای سـعـادت
    آوای قلبها...
    روزها میگذرد و من هنوز
    آرزو
    مریم

    mled.parsiblog.com
    :::مهتاب عشق :::
    کلبه عشق
    $هرچی عشقم بکشه$ ((سرگرمی سابق))
    صدفی برای مروارید
    همه چی از همه جا
    ولایت علیه السلام
    دانلودکده سونگ ایل گوک
    فریاد بیصدا
    عشق دروغین
    kermi kuchulu
    آوای عشق
    .:: رؤیای با تو بودن ::.
    روانشناسی
    wWw.Zavieh.Com.زاویه.کام
    همیشه دلتنگ
    boygirl
    آسمان بی حجاب
    ☆★☆ رمضان ☆★☆
    ☆★☆ نوشته عاشقانه شیطونک☆★☆
    چالوس و نوشهر
    نی نامه
    دل بارانی
    اینجا چراغ قرمز ندارد
    بگذار تو معشوقم باشی !
    گل رز وحشی تنها
    یه آسمان ستاره
    خاطره
    درموردهمه چیز و همه جا
    سیمرغ
    هشت بهشت
    §®¤~ستاره های سربی§®¤~

    ............. اشتراک.............
     
    ............ طراح قالب...........